حرفهای تازه
امروز صبح به محض بیدارشدن ازخواب فرمودید:مامان رو بارتن(بالکن)نری خب مامان:چراپسرم عباس:مردما بهت میخندن مامان: شب داشتی مداحی گوش میدادی دستت مثل مداحا تکون میدادی.مامانم داشت کلی قربون صدقه ات میرفت عباس:مامان ساکت شو محرم گوش بدی مامان: شب موقعی که مداحی گوش میدادی بابا گفت امیرعباس کمش کن میخوام اخبار ببینم امیرعباس: خنثی بابا:امیرعباس باشمام بابا جان کمش کن امیرعباس:اه ازار داره مامان:امیرجان زشته امیرعباس:خب نمیذاره مداحی ببینم مامان وبابا: واسه دسته گلی که داریم مرحبا ...
نویسنده :
مامان وبابا
20:38





